الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
517
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) عسكرى " ع " ) رسيده و از او خواهش كردم كه بنويسد تا من به خط او نگاه كنم و آن را بشناسم هر گاه به ما برسد ، فرمود : بسيار خوب . سپس فرمود : اى احمد ، به راستى خطى كه به تو برسد از نظر قلم درشت و ريز با هم اختلاف يابد ، تو ترديد به خود راه مده ، سپس دوات خواست و نوشت و قلم را كه در دوات مىزد آن را مىكشيد تا در دوات ( يا براى آنكه مركبش كم بوده يا براى آنكه در كار نبوده - از مجلسى ره ) . او كه مىنوشت من با خود گفتم : اين قلمى كه با آن مىنويسد از او بخشش مىخواهم و چون از نوشتن ، دست كشيد ، به من رو كرد و با من گفتگو مىكرد و قلم را به خشك كن دوات مىماليد تا يك ساعت و پس از آن فرمود : بيا احمد ، اين را بگير . گفتم : قربانت ، گاهى چيزى در نهادم مىآيد كه از آن غمنده مىشوم ، من مىخواستم از پدرت چيزى بپرسم ، ميسر نشد ، فرمود : اى احمد ، آن چيست ؟ گفتم : اى آقايم ، از پدرانت براى ما روايت شده است كه خواب پيغمبران بر پشت است و خواب مؤمنان بر سر دست راست آنها است و خواب منافقان بر سر دست چپ است و خواب شياطين به روى آنها است ؟ فرمود : آن چنين است . گفتم : قربانت ، هر چه تلاش مىكنم كه بر سر دست راستم بخوابم ، برايم ممكن نمىشود و خوابم نمىبرد ، ساعتى خاموش شد و سپس فرمود : اى احمد ، نزديك من بيا ، نزديك او رفتم ، فرمود : دستهاى خود را زير جامههايت كن ، من دستهايم را زير جامههايم كردم ، آن حضرت دست خود را از زير جامههايش بر آورد و در زير جامههاى من فرو كرد و دست راستش را به پهلوى چپم كشيد و دست چپش را به پهلوى راستم كشيد تا سه بار ، احمد گفت : از